سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

82

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

جواز سفر و حرمت آن واضح و روشن است ، امّا در فرضى كه بتواند در طول مسافرت در يكى از جمعات منعقده شركت نمايد اين حكم بىوجه است چه آنكه حرمت سفر به جهت ترك جمعه بود و حال آنكه فرض اين است كه جمعه را در اثناء سفر مىخواند و نمىگذارد از وى فوت شود . جواب شارح ( ره ) در جواب اين سئوال مىفرمايد : اگر در فرض مزبور سفر جايز باشد اين حكم مستلزم دور است زيرا زمانى كه سفر با امكان جمعه جايز باشد پس سفر ، سفر طاعت شده و نماز در اين سفر قصر مىشود و جمعه ساقط مىگردد پس تجويز سفر موجب تفويت جمعه شد ، و در نتيجه بايد حرام باشد و وقتى سفر حرام شد لازم است نماز در سفر تمام خوانده شده و جمعه ساقط نگردد و لازمه آن اين است كه سفر نبايد حرام باشد ، باز بايد بگوئيم لازمه عدم حرمت ، قصر نمازهاى چهار ركعتى و سقوط جمعه است و به همين تقرير سلسله علّت و معلول دور مىزند . قوله : او الموجب تفويتها : يعنى تفويت جمعه . قوله : على المكلّف بها : يعنى به جمعه . قوله : اختيارا : قيد است براى [ السفر ] يعنى سفر اختيارى حرام است . قوله : لتفويته الواجب : ضمير در [ تفويته ] به سفر عود مىكند . قوله : و ان امكنه اقامتها فى طريقه : ضمير در [ امكنه ] به مسافر و در [ اقامتها ] به جمعه و در [ طريقه ] به سفر عود مىكند . قوله : لانّ تجويزه دورى : يعنى تجويز سفر به فرض امكان